سلوک

سلوک
آخرین مطالب

بیهودگی

يكشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۱:۰۳ ب.ظ

نمی دانم این حس بیهودگی حرف زدن چیست که همیشه کنار من است. وقت هایی که کمرنگ می شود (مثل روزی که این وبلاگ را راه انداختم) جایگزینش حس ادای دین هست. ادای دینم به زندگیِ کوچک و بی ماجرایی که در همین کوچکی و برکه بودنش -در همین تلاطمِ ناچیزِ ناشی از سنگ اندازی های غیر که توهم طوفان را می سازد- همه ی تلاشش را می کند که درس های بزرگ بدهد. درس هایی از جنس دریا. درس هایی که به آسمان وصل می شوند. ولی وقتی هست، وقتی آن حس -مثل همه روزهای تنهایی- هست، نمی دانم اصلاً حرف زدن معنایش چیست. کلمات رنگ می بازند و از قیافه می افتند. دیگر نه تمثیل نه تشبیه نه حتی قافیه و وزن نجات دهنده نیست. بیهودگیِ واژگانی که زمانی زیبا به نظر می رسیدند و روی صفحه نمایش برق می زدند و گفتن شان کیف داشت، عیان می شود. چه را بگویم؟ به که بگویم؟ چرا بگویم؟ چند روز، چند ماه، چند سال بعد فراموش می شوم؟ و پاک می شوم از روزگار چنان که نبوده ام؟ دایره ی اثر گذاری من از برکه ام فراتر مگر می رود؟ با تمام توان، همه ی سنگ های همه ی بی رحمی های همه ی ماجراهای زندگی ام را بگیرم و یکجا توی برکه ام پرت کنم، چند قدم آن طرف تر را خیس می کند؟ و خالی می شود! نهایتش یک زندگی خالی است که فوران کرده و ته کشیده. ما آدم های کوچک.. نمی توانیم دنیای بزرگِ آدم های بزرگ را تغییر دهیم. ما فقط می توانیم روی حاشیه های زندگی خودمان فوران کنیم و بخیسانیم. و به بهای نسیمی خشک شویم. فراموش شویم. اینهمه کوچک بودن خودِ استیصال است.. اینهمه نوشتم و هیچ نگفتم.. حرف زدن بیهوده است..

  • ۹۵/۰۲/۲۶
  • ندا سین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی