سلوک

سلوک
آخرین مطالب

شاتوت های بازمانده

پنجشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۱۰ ب.ظ

شاخه‌های خشک درخت شاتوت را

توی حیاطمان
بریدهاند
شاخه‌هایی روشن
که زمانی
شاتوت زیر برگ‌های شان می‌خندید
و شاید امسال هم
می‌رفت که بخندد
بریدند
و دور ریختند
و در دلشان چه‌ها بود؟ ندیدند
و در قلب تپنده شان جنین شاتوت‌ها
سرخ بسته بود؟ ندیدند
و در انحنای بازوان چروک شده شان
خونی به جریان بود؟ ندیدند
بریدند
بریدند تا درخت قد بکشد
بریدند
بریدند تا شاتوت‌های درشت تری بیاورد
بریدند
بریدند تا حیاط زیر چتر بلندتری برود
بریدند
تا زندگی بریده نشدگان
خوب باشد
بریدند
و دور ریختند
تا به جای ماندگان به آسمان نزدیک تر شوند
 
همیشه همین است
همیشه دستی هست که بِبُرَد
و همیشه شاتوت‌ها روی کاشی‌های حیاط، سرخ می‌ریزند
بی اینکه به آسمان برسند

  • ۹۵/۰۳/۱۳
  • ندا سین

نظرات  (۱)

بریدن خوبه، خیلی وقتا باید برید تا اوج گرفت. 
گاهی باید خودمان ببریم، یا منتظر دستی که ببرد... 
اولش خیلی سخته، ولی نتیجه اش رو که ببینیم، سختی بریدن فراموش میشه. 
بریدن میتونه خیلی چیزها باشه، ولی به هدایت در یک مسیر مشخص می ارزه ...
قشنگ نوشته بودی دوست عزیزم...
پاسخ:
مرسی دوستم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی