سلوک

سلوک
آخرین مطالب

نشستن چقدر می تواند سخت باشد

شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۱۶ ب.ظ

داستان کوتاه

من هم از کارم پشیمانم. اما فکر می کنی چقدر می شود برای یک اتفاق بد مرثیه گرفت یا حتی برای اتفاق خوب پایکوبی کرد. اتفاق، اتفاق است. اصلاً فعل افتادن که برایش انتخاب شده بی فلسفه نیست. یعنی سریع، ناخواسته، ناگهانی، و کوتاه. مثل افتادن قلم از دست مادر وقتی پدر از پشت سر گلوله را توی سرش خالی کرده بود. مگر مادر خواسته بود؟ برنامه ریزی کرده بود؟ ناگهان گلوله ای توی مخش خالی شد و قلم از دستش افتاد و خون از پیشانی اش روی برگه های سفیدی پاشید که داشتند با این مطلع سیاه می شدند: “دیگر بس است!”. بعد هم همه چیز تمام شد و دیگر راه برگشتی نبود. نه مرثیه دست های خون آلود پدر را پاک کرد، نه شادی برادر بزرگترم که از قتل مادر رهایی یافته بود، تا ابد ادامه داشت. حتی پدر هم که تا روزی که از ترس تکه تکه شدن دست هایش توسط تبری در دست شبه مادر، از پنجره اتاقش در طبقه ششم هتل پایین پرید، دستکش ها از دستش درنیاورد تا رد خونی که گمان می کرد روی دست هایش مانده دیده نشود، دست از مرثیه برداشته بود. 


خب من چاره ای نداشتم. باید پدر را نجات می دادم. فکر کردم هتل برایش مناسب باشد. فکر کردم اگر دستکش هایش را از چمدانش بردارم، می تواند فراموششان کند. فکر کردم لااقل ازین پس پدر خواهم داشت اگر دیگر مادر و برادر ندارم. از کجا می دانستم که پدر آن شب گلوله را توی سر همه ما خالی کرده است. یا شاید مادر با نوشتن آن مطلع “دیگر بس است”! این کار را کرده است؛ یا برادرم وقتی مادرم را تهدید کرده است، یا پدرم وقتی خانه را فروخته است، یا برادرم وقتی سند را دزدیده است، یا مادرم وقتی از پشت پرده او را دیده است، یا پدرم وقتی قمار کرده است، یا مادرم وقتی برادرم را وقتی از قمار برمی گشته کتک زده است، یا پدرم وقتی پایش شکسته و کارش را از دست داده است، یا مادرم وقتی برادرم را از شیر گرفته است تا شیرش را به همسایه بفروشد، یا برادرم وقتی به دنیا آمده است، یا پدرم وقتی به مادرم پیشنهاد ازدواج داده است درست بعد از اینکه کفش هایش را دزدیده اند.


همه این اتفاق ها افتاده اند روی بخت ما که آن هم اتفاقی است. من هم پشیمانم از اینکه دستکش های پدرم را برداشتم. شاید این مختارانه ترین اتفاق زندگی ما بود.

  • ۹۵/۰۸/۲۹
  • ندا سین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی