سلوک

سلوک
آخرین مطالب

دوباره ساختن

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۰۹ ق.ظ
دست کشید روی دیوار. این فرورفتگی های گاه و بیگاه، زلالِ دستش را آزرده بود. نگاهم کرد به خواهش حرفی.
انگشت سبابه دست راستش را در دست گرفتم و روی اولین جای گلوله کشیدم: این اولین باری بود که دستم را توی دستش گرفت.
سوراخ عمیق تری بود: این اولین بوسه بود.
سوراخ های متوالی به نظم: اینجا بهم گفت دوستم دارد. اینجا رنجید و هفته ها بی خبر ماندم. اینجا بهم گفت دوستم دارم. اینجا رنجید و هفته ها بی خبر ماندم. اینجا بهم گفت...
دستش را به خشم از دستم رها کرد: بازی است مگر؟ بازیچه است دل مگر؟ دوست داشتن به رنجشی عقب می کشد مگر؟
انگشت سبابه دست راستش را در دست گرفتم و روی آخرین جای گلوله کشیدم: بهش گفتم تنهاییم را مشوش نکند اگر نمی تواند چیزی ازش کم کند. و تمام!
جای گلوله ها را نگاه کرد: اشتباهاتت.
جای گلوله ها را نگاه کردم: انتخاب هایم. تصمیم هایم. گذشته ام. زندگی ام. من.
مگر می شود بی "خود" شد در بقیه راه.
هر بار که از جلوی دیوار وجودم رد می شوم، جای گلوله ها را دوباره و دوباره می بینم. گاهی عمیق تر می شوند. گاهی برآمده تر. بعضی هایشان در فرسایش باران مهری از بین رفته اند.
انگشت سبابه دست راستش را روی لب هایم می گذارد به سکوت.
او آمده که باران مهری باشد که دیوار وجودم را بشوید. ویران کند. مرا دوباره بسازد.
دوباره ساختن.. بهای ویرانی را پرداختن، امید را رویاندن، بهای ساختن را پرداختن، به هر نگاهی ویرانه ها را به امید روفتن، بهای ناامیدانه ساختن را پرداختن، به نسیمی غبار دیوار ویران شده را در هوای بودن خویش رقصان دیدن، امیدوارانه ویران کردن، دوباره ساختن.
آسان نیست. از انتخاب هایم، از منی که بوده ام کوچ کردن، از منی که شده ام عبور کردن و به منی که می خواهم رسیدن.
  • ۹۶/۰۳/۲۱
  • ندا سین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی