سلوک

سلوک
آخرین مطالب

زنده گی

چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۳۴ ق.ظ

بگذارید حکایتی از روزگار حاضر بگویم. شما که از بهت ماجراهایی که شنیده اید و می شنوید فارغ اید، گوش کنید که در میان شما چه ها که بر روح انسان نمی رود.

چنین بود آغاز حکایتی که مرده ای را زنده کردند و در گوشش از معجزه های زنده بودن خواندند.

و پایانش چنین بود که مرده مرد، بی که زندگی کند. زندگان گمان برده اند که آنچه شدنی است می شود و نمی دانند فقط آنچه می شود، شدنی است. زندگان وقتی مرده ای به میانشان می آید، در پارادایم غمگینی به تشویق هم می ایستند به زیستن "چنان که باید". زیستنی چنان که باید، نیست. زیستن چنان است که هست. از هست ها تا باید ها، هزار زیستن فاصله هست. 

چاره چیست اما؟ مرده حکایت تن به تشویق ها داد و مرد بی که زندگی کرده باشد، حتی چنان که هست..

  • ۹۶/۰۴/۲۱
  • ندا سین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی