سلوک

سلوک
آخرین مطالب

جز تویی نیست

چهارشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۲۷ ب.ظ

دیروز که از برابرش گذشتم همه چیز شکل دیگری داشت. آینه را می گویم. سپیدتر نبود؟ غزل تر؟ قافیه دار تر؟ چشم هایم به ابروهایم می آمد. دهانم سر جایش بود. موهایم مثل همیشه صاف، لخت و بی خیال بود.

چه شد؟ چرا لبهایم سرب شده اند؟ موهایم چرا خموده اند؟ چشم هایم خاکستریوشاند و میان ابروهایم خمی عمیق هست چرا؟

یادم آمد! دیروز تو بودی. خیال تو بود. امید تو بود. هوای تو بود.

امروز تو را گریستم و جاری شدی روی گونه هایم. رد خونی از گوشه چشم به زیر چانه ام کشیده شد. تکه ای از تو بغض شد و حالا زیر گلویم خنده می برد. نداهایی از تو وزوز شد و توی گوشم می خواند دائم. قطره هایی از تو به زیر سرب لب هایم خزید و تلخ رفت زیر زبانم. رگه هایی از تو دوید زیر پوست صورتم و در هم چروکید. لرزه هایی از تو به دست هایم رسید و دستم به کاری نمیرود جز نوشتن از تو.

  • ۹۶/۰۸/۰۳
  • ندا سین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی